بی مقدمه - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 12:15
xa0سال 89 بود که معلممون گفت هرکی وبلاگ داشته باشه4 نمره به نمره پایان ترمش اضافه میکنم همین شد که منم به عشق همون 4نمره اومدم سریع یه وبلاگ زدم و کلی شر و ور توش نوشتم و بعد یه مدت که دیدم وعده های معلم گرامی همش کشکه وبلاگو زدم ترکوندم و بعد چن سال دوباره دلم تنگ شد تازه برگشته بودم که بلاگفا لجبا...
از جلووووووو نظااااااااااااام - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 12:15
هوا سرد بود ، سوز سرما تنم را می لرزاند با چشمان نیمه باز ساعت را نگاه کردم 7 بود چشمانم را بستم همه جا تار بود رو به رویم جاده ای سیاه و تاریک بود و کنار جاده درختانی که با هربار تکان خوردن از ترس نفسم را حبس میکردم چیزی مثل شبه می دوید دنبالش دویدم برق میزد گویی که لباسی از زر به تن داشته باشد هرا...

برچسب‌های مرتبط

بی مقدمه | بی مقدمه به انگلیسی | مقدمه بي بليد | نوشته بی مقدمه | مقاله بی مقدمه | عشق بی مقدمه | مقدمه بی سوادی | سریال بی مقدمه | کتاب بی مقدمه | وبلاگ بی مقدمه